امروز جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷

جلسه ماهانه طلاب و فضلای استان ایلام برگزار شد یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۱۲:۴۴


جلسه ماهانه طلاب و فضلای استان ایلام برگزار شد تعداد بازدید: ۲۴۶

جلسه ماهانه طلاب و فضلای استان ایلام در نماز خانه دفتر تبلیغات اسلامی مصادف با شب شهادت امام سجاد(ع) با حضور حجت الاسلام و المسلمین محمدی ایلامی، طلاب و فضلای استان ایلام برگزار شد.
 
 

 

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی مجمع نمایندگان طلاب، جلسه ماهانه طلاب و فضلای استان ایلام در نماز خانه دفتر تبلیغات اسلامی مصادف با شب شهادت امام سجاد(ع) با حضور حجت الاسلام و المسلمین محمدی ایلامی، طلاب و فضلای استان ایلام برگزار شد.

 

حجت الاسلام و المسلمین محمدی ایلامی اظهار داشت: این دور هم جمع شدن ها مجلس ذکر است مجلس یاد خداست ائمه (علیهم السلام) ذکرالله‌ اکبرند خود حضرت هم فرمود « آن ذکری که خداوند از آن بنام ذکرالله المنسی یاد کرده است، آن ذکری که فراموش شده است، من هستم».

 

وی ادامه داد: ائمه در رأس آنها مولی الموحدین علی ابن ابیطالب (ع) که همه بعد از او نور واحدند و مقام واحد دارند ولو فضل آنها بعضی در بعضی است ذکرند؛ بنابراین نشستن در مجلس آنها به یاد آنها، نفس کشیدن در مجلس آنها همه ذکر و ثواب و تعظیم شعائر الهی است و تعظیم شعائر الهی هم نشانه‌ی تقوای قلب است، «و من یعظم شعائر الله فإنّها من تقوی القلوب».

 

عضو مجمع نمایندگان حوزه علمیه با اشاره به زندگی امام سجاد (ع) گفت: ایشان دو لقب «زین العابدین؛ زینت عبادت کنندگان» و «سجاد؛ کسی که از عظمت پروردگار بسیار سجده می کرد» دارد و کنیه‌هایش هم که محمد و ابواالحسن است، مدت عمر بزرگوار بعد از پدر گرامی، 57 سال است سال 15 جمادی‌الاولی، سال 38 هجرت بدنیا آمد؛ یعنی تولدش دوسال قبل از شهادت امام علی‌بن ابیطالب(ع) بوده است 23 سال هم با پدر بزرگوارشان زندگی کرده‌اند و مدت امامتشان هم 34 سال است.

 

وی تصریح کرد: حال در اینکه مادر گرامی‌شان چه کسی است، مشهور است که می‌گویند دختر یزدگر سوم است بسیار دختر پاکدامن و عفیف و بزرگواری بوده است، به هرحال مادر او هم دارای جلالت و مقام است عاقدتا چون همینطور که ایشان ابوالأئمه است، مادر ایشان هم ام‌الأئمه است چون نسل امامت از امام سجاد(ع) است، قاعدتا پدر بزرگوارشان امام حسین(ع) که ابوالأئمه است، مادرشان هم ام الأئمه است؛ بنابراین باید از مقام والایی برخوردار بوده که لیاقت همسری اباعبدالله‌الحسین(ع) را پیدا کرده است و مادر امام سجاد (ع) است.

 

حجت الاسلام و المسلمین محمدی ایلامی افزود: در باب ایمان حضرت، التبه ما که نمی‌توانیم حرفی بزنیم هرچه هم می‌گوییم لفّاظی است خود ایمان هم که امر معنوی است و مدرک علم حضوری است ایمان باید با قلب پذیرفته شود و در قلب حاضر شود تا اعمال او را هم تصدیق کند بعد به یک مرحله ای که همه چیز را خدایی می‌بیند، فقط این را می‌توانیم از جملاتشان که به خدا خطاب می کند، ببینیم «بک عرفتک و أنت دللتنی إلیک و دعوتنی إلیک و لولا أنت لم أدر ما أنت» این یعنی همه چیز را در خدا می‌بیند این روایتی با خدا، خدا را شناخت همان تعبیری که بعضی از فلاسفه وعرفا به بحث برهان صدّیقین می‌گویند که « از وجود پی ببری به وجود» به این شکل که وجود ما از خودمان نبوده است، تا قبل از این موجودات فقیر و معدوم وجودی نباشد، ما وجود پیدا نمی‌کنیم خود وجود، وجود عین ذاتش است، هستی، هستی عین ذاتش است پس هرکس هرچه دارد، از تو دارد و توئی که به او توان می‌دهی که تو را بشناسد اگر تو نبودی، ما نبودیم در نتیجه تو را هم نمی‌شناختیم «و لو لا أنت، بک عرفتک» با صلاح تو، تو را شناختم و اگر تو نبودی، من نمی‌توانستم تو را بشناسم، لذا شناخت من هم از توست اعمال من هم از توست همه چیز من از توست تو هم مرا دعوت کردی، تو هم مرا دلالت کردی که تو را بشناسم، این منتهای درجه‌ی ایمان است ما می‌گوییم به زبان می‌آوریم اما اینکه به کنه مطلب برسیم، خیلی کار می‌خواهد «به هوس راست نیاید به تمنا نشود، کندر این راه بسی خون جگر باید خورد».

 

 عضو مجمع نمایندگان ادامه داد: مقداری از آن اختیاری است که باز از خداست و مقداری هم از غیراختیار است که آن هم از خداست أمر بین الأمرینی است که به یک معنا به خودش برمی گردد، حال مثالی می‌زنیم به نور منشور می‌گوییم که چگونه أمر بین الأمرین؟ این هفت رنگی که می‌دهد، هم از منشور است هم از منشور نیست، چگونه از منشور است ؛ چون اگر از شیشه دیگری قرار بگیرد، هفت‌رنگ نمی‌دهد چگونه از منشور نیست؟ چون اگر خورشید نباشد به منشور نتابد، آن نمی‌تواند این تابش را تقسیم به هفت‌رنگ بکند حال هفت‌رنگی که ما مشاهده می‌کنیم مادون قرمز و مادون ماوراءبنفش هم هستند که ما نمی‌بینیم، باز خود خورشید از خودش استقلال ندارد وجود آن هم از خداست ما بلند می‌شویم، خود ما از خداست وجود ما از اوست بلندشدن و نشستن و همه چیزمان از اوست اگر آدم به این قضیه برسد به علم شهودی، آنوقت تازه می‌فهمد که ایمان به چه معناست؟ یک ذره‌ای می‌فهمد که ائمه(ع) چه حالاتی داشته‌اند؟ اگر آن را نداشتند، که این همه مصیبت نمی‌توانستند تحمل کنند محال است.

 

 

وی اضافه کرد: خدا وقتی برای کسی مصیبتی می‌آورد، اول ظرفیت را می‌دهد اینها اگر ظرفیت ایمانی را نداشته باشند، محال است که خدا آنها را به این بدیها مبتلا کند البته بدی نه، به اینطور تمرینات، چون ما همه اینجا آمده‌ایم تحت تربیت مربّی علیم قدیرحکیم به چهارمعنایش، چون او می‌داند و می‌تواند و دلسوز است و کارهایش هدفمند است، وقتی در بنده‌اش ظرفیت می بیند، او را بیشتر بالا می‌برد ولی ظرفیت را هم خودش باید بدهد، بهرحال این اشاره ای است از «بک عرفتک». به سبب تو، تو را شناختم و «انت دللتنی علیک» توئی که ما را دلالت کردی که تو را پیدا کنم «ودعوتنی إلیک» و خودت هم مرا دعوت کردی.

 

حجت الاسلام و المسلمین محمدی ایلامی اظهار داشت: خدا رحمت کند شهید حججی را که می‌گوید«کاری کنید که خدا عاشقتان شود اگر خدا عاشقتان شد، دعوتتان می‌کند» این حرف خیلی درست است ولی این کاری که می‌کنیم، باید عنایت کند این عنایت را باید بگیریم و إلا به صرف نماز نمی‌توانیم بگوییم «خدایا، این نماز مارا نماز عارفان قرار بده» باید بخواهیم وإلا بگوییم که این نماز و روزه ما را می‌رساند، نمی‌رساند باید بگوییم «خدایا روزه می‌گیرم، تو هم این روزه‌ی مرا روزه‌ی روزه‌داران قرار بده، قیامم را قیام قائمین قرار بده، من نیستم اگر تو نخواهی و کمک نکنی، این قیام من قیام قائمین نیست» چون اگر گفتم «این می‌رساند» می‌شود استقلال به رأی، استقلال در اینکه من هم کسی هستم با اینکه هیچ کسی نیستم.

 

وی ادامه داد: این جمله حضرت که «خدایا من هرچه دارم، از تو دارم ایمان من هم از توست آمدن من به سمت تو، از توست، نمازهایم همه چیزم از توست من از خودم هیچ ندارم وقتی آدم از غیر خدا را ندید، هرچه دید خدا دید، می‌شود «في مقعد صدق عند ملیک مقتدر».

 

عضو مجمع نمایندگان خاطر نشان کرد: امام سجاد (ع) ایمان را این می‌بیند گریه‌هایش را از خدا می‌داند وجود خود را از خدا می‌داند همه چیز خود را از خدا می‌داند، عصر عاشورا بوده، تا زمانی که خطر جانی از او رفع شده است، دیگر تاریخ برای امام سجاد(ع) بیماری نقل نکرده است شبیهش هم همان حضرت موسی(ص) است تا درشکم مادر بود، معلوم نبود؛ تا مورد تعرض قرار نگیرد، تا این ولیّ خدا و نبیّ خدا به دنیا بیاید، امام زمان(عج) تا در شکم مادرش بود، معلوم نبود خود حکیمه خاتون می‌گوید که «من تا زمانی که برادرمم به من گفت امشب زایمان نرگس خاتون است، گفتم من اثر زایمان نمی‌بینم، می‌گوید که نه امشب» که بعد از مدتی درد زایمان شروع شد و جریان را نقل می‌کند.

 

وی ادامه داد: امام سجاد هم آنجا حکمت و مصلحت این بود برای اینکه نسل امامتت باقی بماند مریض شد تا مورد تعرض قرار نگیرد و نسل امامت بماند بعد از او هم دیدید در مجلس زیاد چه کرد؟ در مجلس شام چه کرد؟ فلانی بالای یک تکه چوب رفت و شروع کرد به چاپلوسی« ویحک! أما تدری ما تقول؟» چه می‌گویی؟ اجازه می‌دهی من بالای چوبها بروم؟ یزید خواست اجازه ندهد همه گفتند «اجازه دهید برود صحبت کند» گفت که من اینها را می شناسم اینها خانواده‌ای هستند که جوهره‌ی کلام، جوهره‌ فصاحت و بلاغت، علم را با شیر از پستان مادر گرفته اند،  آنجا رفت «أنا ابن مکة و منی...» طوری شجاعانه آبرو را برد که خود یزید هم ناچار شد به دروغ روضه‌ امام سجاد (ع) را گریه کند،  گریه کرد از روی ریا هم گریه کرد.

 

حجت الاسلام و المسلمین محمدی ایلامی بیان کرد: بعد از آن شجاعت‌های امام سجاد (ع)، سی و اندی سال، شیعه را و مسلمین را هادی و رهبر بود با دعا، نیایش معارف اسلام را بیان کرد و در کنار آن، کارهای اقتصادی مردم را انجام می‌داد بعضی از منابع اهل سنت آورده‌اند بعد از شهادت امام سجاد(ع) معلوم شد صد خانواده را تحت پوشش مستقیم داشت، آقای قرائتی یادم است می‌گفت: «پانزده هزار تا کارگاه در مدینه و اطراف مدینه، کارگاه‌های بافندگی امام ایجاد کرده است» من این را نگشتم و این را ندیده‌ام اما این را دیده‌ام که در منابع اهل سنت که شاید هم کم هم گفته‌اند «صد تا خانواده تحت پوشش مستقیم ایشان بوده اند که بعد از شهادت ایشان معلوم شد» یعنی عبادت او را از اجتماع، از سیاست از مسائل دیگر باز نداشته است، با وجود اینکه بدترین حاکمان از جمله یزید، حجاج و ... در زمان ایشان بوده اند، اما امام وظیفه‌ خود را در حدّ اعلا انجام می داد مردم هم می‌دانستند لذا مکه هم که آمد شام هم که بود، لمس حجر را راه ندادند ولی تا آقا آمد، همه کنار زدند خسته شده بود اطرف خانه‌ بیت الله الحرام نشسته بود اینکه آمد دید همه کنار زدند، رفت چندبار هم لمس حجر کرد بعد پرسید «این کیست؟» گفت «من نمی‌شناسم» و دروغ هم گفت آن فرزدق آمد و آن شعر را گفت «هاذ الذی تعرف البطحاء ... » این شعر می‌گویند اگر فرزدق هیج چیز نداشت جز این شعر، کافی است یکی از علمای اهل سنت می‌گوید من اینجا نوشته ام«هاذ الذی تعرف البطحاء وطئته، والبیت یعرفه و الحلّ و الحرم» که از علمای اهل سنت می‌گوید که اگر هیچ خیری نداشته باشد إلا این شعری که در وصف امام سجاد(ع) گفته است و معانی او، برای او کافی است که به بهشت برود.

 

وی در پیان گفت: در بین آنها عالم منصف هم بوده و الان هم تا یک حدی هست وهابیت آمد و این بدبختی را که می‌بینید، برای جهان اسلام بوجود آورد حال، ما فقط تلاش کینم لا اقل در آنها، ولایت اهل بیت (علیهم السلام) در دلشان باشد، خیلی تلاش بزرگی است ولی اگر بخواهیم پشت بدهیم، آنها هم پشت می‌دهند.